خرید بک لینک
دردمن دردجوان وطن است هرکه زاری نکنداهرمن استدردمن دردبه دورماندن توستدردمن اشک همان پیرزن استدردمن درددرآب سوختن توستدردمن دردسکوتی حزن استآهدردمن دردصدایی حزن استدردسانچی همگی ازمِهَن استمیهنم گشته آبادازجان شماهرکه کوتاهی کندهمچومن استازلباسی که توبرتن کردی آن لباسی که برایت کفن استعارفم ازغمتان گریه کنم هرکه گریان نشوداهرمن استعارف همدانی

برچسب: نویسنده: امیر نوری تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1396 ساعت: 10:25

چون خواب ناز بود که باز از سرم گذشت نامهربان من که به ناز از برم گذشت چون ابر نوبهار بگریم درین چمن از حسرت گلی که ز چشم ترم گذشت منظور من که منظره افروز عالمی ست چون برق خنده ای زد و از منظرم گذشت آخر به عزم پرسش پروانه شمع بزم آمد ولی چو باد به خاکسترم گذشت دریای لطف بودی و من مانده با سراب دل آنگهت شناخت که آب از سرم گذشت منت کش خیال توام کز سر کرم همخوابه ی شبم شد و بر بسترم گذشت جان پرورست لطف تو ای اشک ژاله ، لیک دیر آمدی و کار گل پرپرم گذشت خوناب درد گشت و ز چشمم فرو چکید هر آرزو که از دل خوش باورم گذشت صد چشمه اشک غم شد و صد باغ لاله داغ هر دم که خاطرات تو از خاطرم گذشت خوش سایه روشنی است تماشای یار را این دود آه و شعله که بر دفترم گذشت موضوعات مرتبط: هوشنگ ابتهاج

برچسب: نویسنده: امیر نوری تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت: 15:02

صفحه بندی